رده بندی بی مهرگان + رده بندی مهره داران ..!


..  به نام زیباترین  ..


خلاصه رده بندی بی مهرگان :

سلسله ی جانوران ، پر سلولی است .سلول های آنها دیواره ی سلولی و کلروپلاست ندارند و از غذایی

که گیاهان می سازند ، تغذیه میکنند.

. . . 


رده بندی مهره داران ( طناب داران) :

این جانوران ، طناب محکمی در پشت خود دارند.بسیاری از آنها ستون مهره ی استخوانی یا غضروفی دارند.

. . . 


http://meshkin-fam.persiangig.com/89/1823133sg1tp455z1.gifادامه ی مطلب را بخوانید :


 http://tamana-m.persiangig.com/1.gif  کنـار" تــ و "مـاه خـیـس خـورده نــ ه آبــــ مـﮯ رود و نــ ه چروکــــ مــﮯ شـود ..!


ادامه نوشته

میکروب‌ها در فضا خطرناک‌ترند!

دانش > دانش‌های بنیادی  - پدیده‌های زمینی در فضا تغییر می‌کنند و به شکلی در می‌آیند که مختص به فضای بدون جاذبه است. باکتری‌های کشنده زمینی در فضای بدون جاذبه (مثلا درون فضاپیماها) بین سه تا هفت بار سریع‌تر منتشر می‌شوند.

بهنوش خرم‌روز: شاید بزرگ‌ترین میراث علمی فضایی بشر،‌ ایستگاه فضایی بین‌المللی باشد،‌ اما از سال 1981 / 1360 در فضاپیماهایی که از زمین به سمت فضا رفته‌اند،‌ آزمایش‌های شگفتانگیز و جذابی در محیطی متفاوت از زمین انجام شده است. خیلی قبل از این که ایستگاه فضایی ساخته و راه‌اندازی شود، در ماموریت‌های فضایی، دری به دنیای تازه‌ای از مطالعه در محیط بدون جاذبه و با شرایطی متفاوت از روی زمین باز شد. به گزارش اسپیس، یکی از این مطالعات جالب نشان داده که میکروب‌ها بدون جاذبه مسری‌تر می‌شوند!

برای مثال، باکتری سالمونلا،‌ یک باکتری متداول و گاهی مرگبار است که غذاها را مسموم می‌کند. نتایج آزمایش‌ها در فضا نشان می‌دهد که این باکتری در محیط بدون جاذبه مسری‌تر می‌شود،‌ آن هم به میزان قابل ملاحظه‌ای:‌ بین سه تا هفت برابر بیشتر!

باکتری سالمونلا

اما چرا؟ محققین بر این باورند که محیط فضاپیما باعث می‌شود باکتری به نحوی رفتار کند  که انگار در سیستم گوارشی انسان است. محققین در فضاپیما چندین ژن را شناسایی کرده‌اند که به نظر می‌رسد در این سرایت سریع نقش دارند،‌ آزمایش‌های فضاپیمای آتلانتیس، نشان داد که محیط فضا، تجلی 167 ژن را در این باکتری تغییر می‌دهد.  همچنین آن‌ها در عملکرد پروتئینی که این ژن‌ها سر و سامان می‌دهد،‌تغییری کشف کرده‌اند. در واقع دانشمندان فکر می‌کنند فقدان جاذبه از طریق تغییر نحوه حرکت مایع روی سطح سلول‌ها و ایجاد فشار مکانیکی،‌ پروتئین اچ.اف.کیو را تحریک می‌کند تا به حالتی برود که به حالت نجات معروف است. در این حالت،‌ پروتئین اچ.اف.کیو سلول‌ها را وادار می‌کند با سرعت بیشتری منتشر شوند.

محققین در تلاشند بر این اساس بتوانند واکسنی برای سرایت سریع باکتری‌ها پیدا کنند. مهم‌تر این که امیدوارند این مطالعات به یافتن واکسن‌های مناسب برای باکتری‌های مهلک زمینی کمک نماید. مثلا شاید فشار سیستم ایمنی بدن بر باکتری‌ها هم بتواند چنین حالتی را در آن‌ها فعال سازد.

. . .


زیست شناسی :

زیست شناسی علم شناخت حیات است ( این لغت از کلمه یونانی بیاس به معنی زندگی و لوگاس یعنی دلیل

منطقی تشکیل   شده است).

زیست شناسی به ویژگیها و رفتارهای موجودات، چگونگی تشکیل گونه ها و انواع موجودات و روابطی که آنها  

با هم دارند و به محیط زیست آنها مربوط می شود. زیست شناسی طیف گسترده ای از رشته های علمی که

اغلب رشته های   علمی مستقل بحساب می آیند را شامل می شود.

روی هم رفته زیست شناسان حیات را از روی دامنه وسیعی از شاخصها   مورد مطالعه قرار می دهند.   در

مقیاس ذره ای و مولکولی، زندگی مورد بررسی زیست شناسی مولکولی، زیست شیمی و علم وراثت مولکولی

است. در   مقیاس سلولی، مورد مطالعه زیست شناسی سلولی و در مقیاس های چند سلولی، مورد نظر

فیزیولوژی، کالبد شناسی و   بافت شناسی است.

زیست شناسی رشدی حیات را در مقیاس رشد و نمو اندام یک موجود مورد مطالعه قرار می دهد .  با بالا بردن

مقیاس ها به بیش از یک موجود، علم وراثت چگونگی عملکرد وراثت بین والدین و فرزندان را مورد بررسی   قرار

می دهد. رفتار شناسی جانوری رفتار گروهی بیش از یک موجود را مطالعه می کند.

علم وراثت جمعیتی میزان یک   جمعیت کل را در در نظر دارد و علم سیستماتیک شاخص چند گونه ای اجداد

موجودات را بررسی می کند. جمعیت های   بهم وابسته ومحل سکونتشان در بوم شناسی و زیست شناسی

تکاملی مورد مطالعه قرار می گیرد. یک رشته نظری جدید   ستاره شناسی( یا زیست شناسى گاز بى اثر

گزنون ) نام دارد که احتمالات وجود حیات در کرات دیگر غیر از زمین را   مورد بررسی قرار می دهد.   زیست

شناسی تنوع حیات را مورد برررسی قرار می دهد( در جهت عقربه های ساعت از سمت چپ در بالا) ای 

کولی،   درخت سرخس، بز کوهی و سوسک جالوت. 




Ethanolamine plasmalogen

         

                   اتانول آمین  پلاسموژن

 

Fig. 33.30. Synthesis of a plasmalogen.

سنتز پلاسموژن

 

myelin and choline plasmalogen in heart muscle.

 

میلین و پلاسموژن در عضله قلب وجود دارند.

 

Platelet-activating factor (PAF) is similar to choline plasmalogen except that an acetyl group

replaces the fatty acyl group at carbon 2 of the glycerol moiety, and the alkyl group on carbon 1 is saturated.

 

فاکتور فعال کننده پلاکت ها (PAF)  همانند پلاسموژن کولین است با این تفاوت که گروه استیل جایگزین گروه اسیل چربی در کربن شماره 2 در گلیسرول ؟ شده است و گروه الکیل در کربن شماره 1 اشباع شده است.

 

  

 

 PAP is released from phagocytic blood cells in response to various stimuli.

 

فاکتور فعال کننده  پلاکت ها از سلولهای خونی فاگوسیت در پاسخ به محرکهای مختلف آزاد می شود.

 

 

It causes platelet aggregation, edema, and hypotension, and it is involved in the allergic  response.

 

به دلیل تجمع پلاکت  ,ادم  , افت فشار خون  و پاسخ های الرژیک است.

 

 

 Plasmalogen synthesis occurs within peroxisomes, and, in individuals with Zellweger's syndrome (a defect in peroxisome biogenesis), plasmalogen syn­thesis is compromised. If severe enough, this syndrome leads to death at an early age.

 

 

 

 

سنتز پلاسموژن در پراکسی زوم رخ می دهد و در افراد مبتلا به سندرم زلوگر (نقص در تکامل حیات پراکسی زوم)

سنتز پلاسموژن به خطر می افتد. و اگر به اندازه ی کافی شدید باشد در سنین پایین منجر به مرگ می شود.

 

 

 

 

B. Degradation of Glycerophospholipids

 

ب ) تخریب گلیسرو فسفو لیپید

Phospholipases located in cell membranes or in lysosomes degrade glycerophospho­lipids. Phospholipase Al removes the fatty acyl group on carbon 1 of the glycerol moiety, and phospholipase A2 removes the fatty acid on carbon 2 (Fig. 33.31). The C2 fatty acid in cell membrane phospholipids is usually an unsaturated fatty acid,

 

فسفولیپید قرار دارد در غشای سلولی و یا در تجزیه گلیسروفسفولیپید لیزوزوم

فسفولیپاز A1  گروه اسیل چرب در کربن شماره 1 در گلیسرول ؟ حذف می کند وفسفولیپاز A2 اسید چرب روی کربن شماره 2را حذف می کند.

اسید چرب روی کربن شماره 2  فسفولیپید غشاهای سلولی معمولا از نوع غیر اشباع است.

 

 

 

 

Phospholipase A2 provides the major repair mechanism for membrane lipids damaged by oxidative free radical reactions.

 

فسفولیپاز A2 فراهم  میکند مکانیسم تعمیر اصلی چربیهای غشاء  که با اکسیداتیو واکنش های رادیکال های آزاد آسیب می بینند



 

 

 

Arachidonic acid, which is a polyunsaturated fatty acid, can be peroxidatively cleaved in free radical reactions to malondialdehyde and other products.

 

ارشیدونیک اسید که اسید چرب اشباع نشده است می تواند در واکنشهای رادیکال ازاد مالون دی آلدئید و سایر محصولات  پروکسیداتیو پیوندها را قطع کند.

 

 Phospholipase A2 recognizes the dis­tortion of membrane structure caused by the partially degraded fatty acid and removes it. Acyltransferases then add back a new arachidonic acid molecule.

 

 

 

فسفولیپاز 2A شناسایی می شود با مخدوش ساختن ساختار غشا وتا حدی باعث تجزیه وحذف اسید چرب می گردد. اسید ترانسفراز سپس یک مولکول جدید ارشیدونیک اسید اضافه می کند.

 

 

 

Fig. 33.31. Hondo; cleaved by phospholipases.

 

شکل 33.31 باندهای گسسته به وسیله فسفولیپاز

 

طبقه بندي جانداران : منظور از طبقه بندي موجودات زنده اين است كه جانداران داراي ويژگيهاي مشترك را در گروههاي مشخصي قراردهند. در اين صورت با بررسي هر گروه،‌مي توان ويژگيهاي اعضاي آن را شناخت.
اگر بخواهيد دنبال جانداراني كه ممكن است در آبگيرها يا پرچين هاي يك مزرعه زندگي مي كنند، بگرديد، بايد راهي براي شناسايي آن ها داشته باشيد.
يكي از راههايي كه زيست شناسان براي شناسايي جانداران استفاده مي كنند. استفاده از كليدهاي شناسايي است. كليدهاي شناسايي، مجموعه اي از پرسش هاست كه براساس ويژگيهاي جانداران تهيه شده و به كمك آنها مي توان نام جانداران را پيدا كرد. كليدهاي شناسايي بر اساس ويژگيهاي مشترك انتخاب مي شوند. تصوير كليدهاي شناسايي ص 104


زندگي جانوران :
همه جانوران موجوداتي پر سلول اند. وقتي كه سلول ها در بدن يك جاندار در كنار هم باشند، نسبت به حالت انفرادي، از مزاياي زيادي بهره مند خواهند بود.در بدن جانوران، هر گروه از سلول ها ، كارهاي ويژه اي را برعهده گرفته اند. البته هر چه سلول هاي بدن يك جاندار تخصص يافته تر باشند. گفته مي شود كه آن جاندار ساختمان پيچيده اي و پيشرفته تري دارد. با آن كه گوناگوني جانوران در محل زندگي شكل بدن، نوع غذا، طرز تنفس،‌رفتارها و غيره زياد است، اما همه ي جانوران پرسلولي هستند و هيچكدام توانايي غذاسازي ندارند.

شكل بدن : جانوراني كه ساختمان بدني ابتدايي دارند. در سطح يا داخل بدن، قسمت سختي ندارند . يعني اسكلت در بدن آن ها ديده نمي شود. ساير جانداران در خارج يا داخل بدن خود اسكلتي دارند كه محافظ بعضي از اندام ها و تكيه گاه بيشتر ماهيچه هاست.

غذا خوردن : هر جانوري براي آنكه بتواند رشد كند و فعاليت هاي لازم را انجام بدهد، نياز به ماده و انرژي دارد. ماده و انرژي از راه غذا خوردن به بدن مي رسد. چون هيچكدام از جانوران نمي توانند مانند گياهان غذاسازي كنند، نيازهاي خود را از بدن جانداران مختلف تأمين مي كنند.



تنفس كردن :
همه جانوران براي تجزيه كردن مواد غذايي در داخل سلول هاي خود، به اكسيژن نياز دارند، اما چون بعضي در آب و برخي در خاك زندگي مي كنند، نوع دستگاه تنفسي آنها مشابه نيست.




فكر كنيد :
1 – محل زندگي جانوران بسيار مختلف است. بطوري كه از روي انواع زيستگاه، جانوران را به دو گروه بزرگ آب زي و خشكي زي تقسيم مي كنند.
زيستگاه چه جانوراني دقيقاً در دو گروه آب زي يا خشكي زي جا نمي گيرد؟

بعضي از جانوران بطور كامل نمي توانند تمام مراحل رشد خود را در يك زيستگاه طي كنند. بخشي از آن را در آب و بخش ديگر را در خشكي به سر مي برند. اين جانوران معمولاً در محيط هايي زندگي مي كنند كه زياد از آب دور نيست . مانند قورباغه ،‌وزغ همچنين جانوراني كه غذاي خود را از محيط آب تأمين مي كنند اما در خشكي لانه مي سازند و استراحت مي كنند نيز در اين گروه جاي مي گيرند. اين قبيل جانوران از محيطهاي كوچك آب (رودخانه، بركه ، درياچه) و سواحل دريا استفاده مي كنند، مانند مرغ ماهي خوار

2 – اگر با جانور جديدي روبرو شديد كه قبلاً آن را نديده ايد، با توجه به كدام خصوصيت ها نوع زيستگاه آن را تعيين مي كنيد؟
بايد به نوع سازگاري هاي بدني مانند شكل اندام هاي حركتي، نوع پوشش بدن براي زيستن در محيط هاي سرد و گرم، وضع دندان از لحاظ نوع غذايي كه مي خورد (گوشت خوار يا علف خوار) و حتي چالاكي و وضعيت است دست و پا براي شكار كردن توجه كرد.

فكركنيد
1 – با اينكه ملخ و كك حشره اند. خرگوش و كانگورو پستاندارند و قورباغه يك دوزيست است،‌اما روش حركت كردن آن ها به يكديگر شباهت دارد. دليل اين شباهت چيست؟
محل اتصال اندام هاي حركتي به اسكلت در آن ها تقريباً يكسان است.

2- به نظر شما آيا اتصال اندام هاي حركتي به اسكلت ، در سرعت حركت جانور مهره دار تأثير دارد؟ دليل بياوريد يك پستاندار و يك خزنده را مقايسه كنيد)
اندازه و محل اتصال پا به تن در سرعت حركت جانوران اثر دارد. با توجه به محل اتصال اندام ها و طول آن ها، انواع مختلف مهره داران را شاهديم. در خزندگان دست و پا اندكي به زير بدن متمايل شده و در پستانداران كاملاً در زير بدن قرار گرفته است. به همين دليل در مقايسه با پستانداران سرعت حركت بيشتري دارند زيرا پاهاي آن ها مانند ستون،‌وزن بدن را به خوبي تحمل مي كنند.

فكر كنيد :

به جز دندان ها، كدام اندام ها در جانوران گوشتخوار و علفخوار فرق دارد؟
طول دستگاه گوارش علف خواران زياد و معده ي آن ها بزرگ است ولي دستگاه گوارش گوشتخواران طول زيادي ندارند. زيرا گوشت در مقايسه با علف غذاي زود هضم است. اندام هاي حركتي در پستانداران گوشت خوار،‌عضلاني تر و قوي ترند و در پنجه هاي آن ها چنگال وجود دارد. جثه نيز لاغر تر و كوچكتر است، جانوران صياد اصولا بايد چالاك و سريع باشند تا بتوانند طعمه ي خود را بگيرند.

فكر كنيددر بدن پرنده ها علاوه بر شش ها، تعدادي كيسه ي هوا هم وجود دارد كه به جذب اكسيژن كمك مي كنند. پرنده ها دستگاه تنفس كارآمدي دارند كه امكان تبادل گازهاي تنفسي را به بهترين حالت فراهم مي كند. چرا بايد دستگاه پرندگان كارآيي زيادي داشته باشد و خيلي خوب عمل كند ؟

 


پرنده ها به علت دماي زياد و فعاليت شديد بدن،‌در مقايسه با ساير مهره داران به غذا و هواي بيشتري نياز دارند. بنابراين چند كيسه ي هوايي با ديواره هاي نازك هم به شش ها كمك مي كند تا اكسيژن لازم از هوا گرفته شود

استخوان بندی خزندگان - مترجم : محمد ابراهيم نژاد

 

جمجمه خزندگان نسبت به دوزيستان دارای بخشهای استخوانی بيشتری است. ناحيه گيجگاهی جمحمه طی مراحل تكامل ، تنوع ساختاری قابل ملاحظه ای پيدا كرده است. نيای باستانی خزندگان فاقد هر گونه مدخل گيجگاهی بودند. به اين وضعيت ابتدایی كه در آن سطح جمجمه يكنواخت و بدون مدخل است آناپسيد گفته می شود. در خزندگان امروزی اين ويژگی مخصوص لاكپشتان است.

 

برای بزرگنمایی بر روی عکس کلیک کنید.
     
بعضی گونه ها دارای يك سوراخ منفرد بالا گيجگاهی در دو طرف جمجمه بودند كه به آن يوراپسيد می گويند. خزندگان شبه پستاندار دارای يك جفت مدخل زير گيجگاهی بوده اند و جمجه آنها به نام سيناپسيد خوانده می شود. خزندگان مزوزوئيك دارای جمجه ای از نوع دياپسيد بوده اند كه در آن هر دو نوع مدخل های بالا و زير گيجگاهی وجود داشته است. اين نوع جمجمه همچنين از ويژگی های اغلب خزندگان معاصر به غير از لاك پشت ها ست.

 

برای بزرگنمایی بر روی عکس کلیک کنید.

 

       

سقف كاسه سر خزندگان بر خلاف دوزيستان كه پهن و گسترده است ، كمانی و برآمده است. در تعدادی از مارمولك ها ، يك سوراخ آهيانه ای در محل چشم صنوبری يا چشم سوم وجود دارد كه ساير خزندگان معاصر فاقد آن هستند. شبه خزندگان به غير از مارها ، دارای ديواره استخوانی بين كاسه چشمی نيز هستند. در لاك پشت ها و جانوران خويشاوند آنها ، استخوان كام فرعی شروع به پيدايش نموده است اين عمل با افزايش طول گذرگاه های بينی كه باعث راندن مجاری داخل بينی به عقب دهان می گردند ، به وقوع می پيوندند. در تماسح ها استخوان كام فرعی به خوبی رشد كرده است ، اما در ساير خزندگان اين چنين نيست. خزندگان تنها دارای يك كنديل پس سری هستند. استخوان چهار گوش محكم به جمجه جوش خورده است. اما در مارها و مارمولك ها اين استخوان متحرك است و تا حدی به صورت لولا بين آرواره بالایی و پائينی عمل می نمايد. لاكپشتان فاقد دندان اما دارای منقاری شاخی هستند. سايرخزندگان دندان دارند ، اين داندان ها معمولا به استخوان های پيش آرواره ای وآرواره ای در آرواره بالایی و دندانی در آرواره پائينی محدود هستند. اما ممكن است بر روی استخوان های كامی ، ومر و شب پره ای نيز وجود داشته باشد. آرواره پائينی دارای تعدادی استخوان ، هم از نوع غشایی وهم از نوع جانشينی است. ميزان اتصال دو نيمه آرواره پائينی در خزندگان مختلف متفاوت است ، چنانچه در لاكپشتان اين اتصال محكم و در نتيجه آرواره به هم جوش خورده است. در حالی كه درمارها اتصال مزبور سست است و دو نيمه آرواره به وسيله زردپی هایی به هم متصل اند. بعضی از مارها به دليل وجود اتصال سست بين دو نيمه آرواره پائينی و متحرك بودن استخوان چهارگوش ، قادرند آرواره های خود را به مقدار زيادی از هم باز نمايند و طعمه های نسبتا بزرگی را ببلعند.

 

برای بزرگنمایی بر روی عکس کلیک کنید.

 

       

ستون مهره خزندگان بجز در مارها و مارمولك های بدون دست وپا ، در بقيه تفاوت های قابل ملاحظه ای دارند و به بخش های گردنی ، سينه ای كمری خاجی و دمی تقسيم می شوند. كنديل پس سری منفردی به اولين مهره گردنی ، به نام اطلس متصل می گردد. دومين مهره گردنی ، آسه است كه دارای برآمدگی جلویی به نام زائده دندانی است ، كه معتقدند همان جسم مهره اطلس است. مهره های سينه ای دارای دنده هستند كه بجز در خزندگان بی دست وپا و لاكپشت ها در بقيه از سطح شكمی به استخوان سينه می رسند. بين مهره های سينه ای و دو مهره خاجی ، مهره های نسبتا قابل انحنای كمری واقع اند. تعداد مهره های دمی بسيار متغيير است ، تمام مهره ها بجز مهره های گردنی و دمی لاكپشت ها ، به صفحات پوستی لاك جانور جوش خورده اند.

بيشتر خزندگان دارای جسم مهره ای پروسلوس اند ، بدين معنی كه اتصال مهره ها به يكديگر ، به صورت اتصال بين برآمدگی كروی يك مهره و فرو رفتگی كروی مهره ديگر است. در بعضی از خزندگان وضعيت برعكس است ( اپيستوسلوس ) ، به طوری كه سطح جلویی جسم مهره برآمده و محدب و سطح عقبی آن فرو رفته و مقعراست.

ماهی قزل آلا تقریبا مشهورترین و محبوب ترین ماهی آب شیرین هست . علاوه بر خود ماهی قزل آلا، انواع قزل آلاهای دیگری هم وجود دارن مثل قزل آلای رنگین کمان، قزل آلای دریاچه خزر و قزل آلای خال قرمز . در اینجا میخوام قزل آلای رنگین کمان رو معرفی کنم چون تکثیر و پرورش اون در دنیا بسیار رایج هست :

                               

مشخصات :

این ماهی دارای یک نوار پهن یه صورت رنگین کمان در هر طرف بدن می‌باشد. بر روی سر، بدن، پشت، باله چربی و باله دمی این ماهی لکه‌های تیره رنگ دیده می‌شوند. حداکثر طول آنها به ۷۰ سانتی‌متر و وزن بدن آنها به ۷ کیلوگرم میرسد.

زیست شناسی :

مشاهداتی که در مورد خصوصیات قزل‌آلای رنگین کمان و قزل‌آلای خال قرمز انجام گرفته است بیانگر این نکته میباشد که قزل‌آلای رنگین کمان، قزل آلای خال قرمز را از محل خویش دور میکند. به طور کلی میتوان چنین اظهار داشت که هرگونه، مناطق خاصی از رودخانه را انتخاب و تحت تسلط دارد. باید به این نکته نیز توجه داشت که قزل آلای رنگین کمان بر خلاف قزل آلای خال قرمز در مقابل تغییرات درجه حرارت آب و اکسیژن محلول در آب زیاد حساس نیست و نسبت به نوسانات مواد غذایی حساسیت نشان نمیدهد. دوره تخمریزی از ماه های آخر زمستان تا اواخر بهار و تعداد تخم ها بین ۵ - ۱ هزار عدد است. بچه این ماهیان تقریبا هنگامی که ۱۵ سانتی‌متر طول دارند دارای ۱۲ - ۱۱ عدد لکه های تیره رنگ بر روی بدن می باشند که یکی از مشخصات آنها است.

                

ارزش اقتصادی :

امروزه ماهی قزل آلای رنگین کمان به صورت ماهی شماره یک اکثر کارگاه های تکثیر و پرورش ماهیان سردآبی در بیشتر نقاط جهان در آمده است. از خصوصیاتی که این ماهی را مورد توجه قرار داده ، سازش خوب آن با شرایط پرورش متراکم است. از طرف دیگر این ماهی در انتخاب غذا زیاد سخت گیر نیست و از سرعت رشد خوبی نیز برخوردار می باشد.

قزل آلای رنگین کمان جهت ماهیدار کردن آبهای داخلی که واجد شرایط لازم بوم شناختی (اکولوژی) آن هستند بسیار مناسب میباشد. با توجه به این مطالب ماهی قزل آلای رنگین کمان دارای ارزش اقتصادی فراوانی است.

راستی، اگه جایی دیدین یه نفر اشتباهی به ماهی قزل آلا گفت ماهی آزاد، زیاد سخت نگیرین چون تشخیص این دو تا از هم واقعا مشکله.

سیر تکامل انسان

خداوند در ابتدای سوره مبارکه ی علق می فرمایند:
اِقرا بسم ربکَ الذی خَلَقَ(1) خَلَقَ الانسانَ مِن علقٍ(2)
بخوان به نام پروردگارت که آفرید(1) انسان را از «علقی» آفرید(2)
در همین ابتدا باید به سه نکته توجه کنیم:
1. آیه درباره آفرینش انسان است نه آدم
2. خَلَقَ فعل ماضی است
3. علق تنوین دارد

مترجمین و مفسرین قرآن کریم کلمه ی «علق» را (اکثرا) «خون بسته» و (کمتر) «کرم زالو» ترجمه کرده اند که ما آنرا با توجه به علم روز «سلول» تعبیر می کنیم. پس ترجمه آیه دوم سوره مبارکه علق می شود:
انسان را از سلولی آفرید.(2)
عده ای می گویند منظور از این سلول نطفه انسان است. ولی بنابه دلایل زیر نمی تواند منظور نطفه باشد.
1. هر جا نیاز بوده که خداوند درباره نطفه صحبت کنند صریحا از کلمه نطفه استفاده کرده اند.
2. نطفه از ترکیب دو سلول بوجود می آید، نه سلولی.
3. نطفه برای ما شناخته شده است و معرفه است ولی علق تنوین دارد و نکره است بدان معنا که ما آنرا نمی شناسیم.(توجه داشته باشیم که یکی از معجزات قرآن کریم محدود نبودن آن به زمان است، یعنی اینطور نیست که چون شاید آن موقع نطفه نکره بوده است در قرآن نیز نکره نوشته شود.)
4. همانطور که نوشته بودم خَلَقَ فعل ماضی است و در گذشته انجام شده است.(در همین مدت که این سطر را خواندید 3 نفر به دنیا آمدند. پس اگر مقصود نطفه بود اصولا باید از فعل مضارع استفاده می شد (البته الله اعلم))
5. فرض کنیم منظور نطفه باشد. همین الآن 6.5 میلیارد نفر انسان در کره زمین زندگی می کنند. همه اینها از سلولی بوجود آمدند؟
6. درضمن امروزه اکثر مردم از مراحل ولادت انسان مطلعند و به نظر من حتی قبل از زمان نزول قرآن نیز اطلاع داشته اند، پس نطفه نکته ی مهمی نیست که در قرآن که کتابی با این عظمت است بیاید.
پس با توجه به این ادله به نظر من کلا منظور چیز دیگری است.
من خودم شخصا معتقدم تمام گونه های جانوری و گیاهی امروزی -که انسان هم جز آنهاست- از تکامل(=کامل شدن) موجودات ساده تر بوجود آمده اند.
و دلایلم برای این اعتقاد:
1. فسیل هایی که در لایه های قدیمی یافت شده اند ساده تر هستند و از تنوع کمتری برخوردارند و فسیل هایی که در لایه های تازه تر پیدا شده اند پیچیده تر بوده و از تنوع بیشتری بر خوردارند.
که نتیجه می دهد موجودات زنده به مرور زمان و با توجه به موقعیتی که داشته اند، کامل شده اند. یعنی نسبت به جا و مکان و حتی زمانی که زندگی می کرده اند ملزم به استفاده بیش از حد یا عدم استفاده از بعضی از اندام هایشان شدند که باعث شد آن اندام قویتر شود یا از بین برود (بدون استفاده باقی بماند) یعنی فیزیولوژی بدن آن ها برای زندگی در آن شرایط سازگار شود. مثلا موجودی مثل زرافه چون نیاز داشته تا از برگ درختان تغذیه کند (به هر دلیلی؛ مثلا ممکن است در سطح زمین غذا کم شده باشد) همواره سعی کرده گردن خود را بکشد تا به برگ درخت برسد، همین استفاده باعث شده تا گردن زرافه طی هزاران سال تغییر کند و به شکل امروزی در آید. یا مثلا موجودی به نام «کرم کور» که نوعی مارمولک بی دست و پا است و در سفره های آب موجود در غار ها زندگی می کند. از آنجا که داخل غار همیشه تاریک است و نوری وجود ندارد این موجود نیازی به دیدن نداشته اندامی مثل چشم که مخصوص دریافت امواج مرئی است کاملا بی استفاده می ماند و از بین می رود.


لامارک دانشمند فرانسوی قرن هجدهم استفاده یا عدم استفاده از اندام ها را علت تکامل گونه ها می دانست. او معتقد بود استفاده زیاد یا عدم استفاده از اندام ها در موجودات زنده باعث بوجود آمدن صفاتی می شود که قابل به ارث رسیدن هستند (صفات اکتسابی). اما یک دانشمند آلمانی به نام ویسمن با آزمایشی (در ظاهر) ثابت کرد صفات اکتسابی قابل به ارث رسیدن نیستند. او دم یک جفت موش را برید و پس از تولید مثل دم نوزادان آنها را نیز قطع کرد. او به امید این که سرانجام دم موشها کوتاهتر شود این کار را تا 22 نسل ادامه داد. پس از اندازه گیری طول دم آخرین نوزاد متوجه شد طول دم موشها یک میلیمتر هم کوتاهتر نشده است. و ادعا کرد صفات اکتسابی قابل به ارث رسیدن نیستند. به نظر من آزمایش ویسمن غلط بود و 2 ایراد اساسی داشت:
1. بریدن دم موش یک صفت اکتسابی نیست بلکه یک صفت مکسوبی است که ویسمن به آنها تحمیل کرده بود. از کجا معلوم که موش ها نیاز داشتند که دمشان کوتاه تر شود؟
2. تکامل چیزی نیست که پس از 22 نسل مشخص شود. حیات حدود 1 الی 1.5 میلیارد سال پیش آغاز شده و به شکل امروزی در آمده است.(یعنی اگر مدت آغاز حیات بروی زمین را یک شبانه روز فرض کنیم، همین انسان 2 ثانیه پیش از نیمه شب پا به عرصه ی زندگی گذاشته است. دو ثانیه در مقابل یک دقیقه چیزی نیست چه رسد به 24 ساعت!)
بنابرین احتمالا صفات اکتسابی واقعی قابل به ارث رسیدن خواهد بود.چرا که اگر فرض کنیم خدا در جهان یک جفت انسان آفرید (یعنی نظر دینگرایان) پس این همه اختلافات فردی از جدا ناشی می شود؟ اصلا نه فردی بلکه جمعی مثلا اسکیمو ها چون نیاز داشتند در آب و هوای سرد زندگی کنند پوستشان ضخیم تر شد. مگر آن ها از نسل همان یک جفت انسان (آدم و حوا) نیستند؟ حتی داروین هم در نظریه خود نتوانست چگونگی بوجود آمدن اختلافات فردی را توجیه کند و در این باره به نظریه لامارک پناه برد. که این هم پوئن مثبتیست برای موروثی بودن صفات اکتسابی.
2. شباهت زیادی در ساختار بدن گونه های هم خانواده وجود دارد.
عامل دومی که باعث می شود معتقد باشم همه ی گونه های جانوری و گیاهی از تکامل اجداد مشترک بوجود آمده اند همین است. یعنی به نظر من شباهت ساختار بدنی ملخ و جیرجیرک، خیار و خربزه، گاو و گاومیش، پرتقال و نارنج و ... بی حکمت نیست و قطعا از تکامل اجداد مشترک بوجود آمده اند. یعنی علت شباهت زیاد بین مثلا گاو و گاومیش این است که هر دو ار تکامل یک «جفت سم» اولیه بوجود آمده اند. یعنی این جفت سم در شرایط خاصی شده گاو، در شرایطی شده گاومیش، در شرایطی گوزن و شتر و سایر گونه هایی که خانواده ی «جفت سُمان» را بوجود آورده اند.
همان جفت سم اولیه هم از تکامل یک «چهارپا» ی اولیه بوجود آمده است. آن چهارپا هم از تکامل یک پستاندار نخستین بوجود آمده که آن پستاندار هم از تکامل یک مهره دار بوجود آمده بود. و خود آن مهره دار از تکامل یک جانور(مصرف کننده) و آن جانور از تکامل یک سلول بوجود آمده بودند. که دانشمندان با استفاده از شباهات بین جانداران آنها را رده بندی می کنند. و البته هرچه خانواده بزرگتر می شود شباهت ها کم تر می شوند. مثلا اگر از شما بپرسم شباهت بین گاو و گاومیش چیست؟ قطعا خواهید گفت هردو شاخ دارند، سم دو قسمتی دارند و ... (ویژگی مشترک جفت سمان). اگر از شما بپرسم شباهت بین گاو و اسب چیست؟ خواهید گفت هردو گیاهخوارند، سم دارند و ... (ویژگی مشترک چهارپایان). حال اگر بپرسم شباهت یک گاو و یک کوآلا چیست؟ می گویید هردو به فرزندان خود شیر می دهند، بدنشان از پوشت و مو پوشیده شده است و ... (ویژگی مشترک پستانداران). در پاسخ به شباهت یک گاو و سمندر نیز خواهید گفت که در پشت خود ستون مهره دارند (ویژگی مشترک مهره داران). و جوابتان برای اینکه یک گاو و یک هیدر چه شباهت هایی دارند مصرف کننده بودن خواهد بود (ویژگی مشترک جانوران). البته می توانیم باز جلو تر برویم، اگر از شما بپرسم گاو با علفی که می خورد چه شباهتی دارد شاید بگویید هیچ شباهتی ندارد! ولی گاو با علف بیش از شش ویژگی مشترک دارد که از خصایص همه ی موجودات زنده است، نظیر تولید مثل، رشد و نمو، تنفس و ... .
که از این بحث نتیجه می گیریم همه موجودات زنده دورادور با هم فامیل اند و از یک جد مشترک بوجود آمده اند.

و البته خداوند در آیه 30 سوره مبارکه انبیا می فرمایند:
اَولم یر الذینَ کفروا اَن السماواتِ و الارضَ کَانَتَا رَتقًا فَفَتَقناهُما و جعلنا مِنَ الماءِ کلَ شیءٍ حیٍ افلا یومنون (30)
آیا کافران ندیدند که آسمانها و زمین بسته بود و ما آنها را بشکافتیم و از آب هر چیزی را زنده گرداندیم پس چرا باز به خدا ایمان نمی آورند؟ (30)
آیه مربوط به دانشمندان غربی که با نظریه بیگ بنگ چگونگی آفرینش جهان را توجیه می کنند و افرادی مثل من، که معتقدند همه موجودات از تکامل یک موجود تک سلولی که حیات خود را در آب آغاز کرده است بوجود آمده اند می باشد.
برای خود من تکامل ثابت شده و مطمئنم روزی همین غربی ها با ادله کاملا علمی چگونگی تکامل را اثبات می کنند و اینجاست که معنای این آیه کامل می شود و به حرف من می رسید. (ببین کی گفتم!)
من از این ناراحتم که قرآن کتاب ما مسلمانان است ولی غربی ها از آن استفاده می کنند. وقتی خداوند علنا می فرمایند که همه چیز از آب زنده شده و انسان را از سلولی آفریدیم چرا این علمای ما باز می فرمایند که انسان از گل و خاک و امثالهم خلق شده است. هر چقدر هم می گویی گِل درباره ذات و درون مایه انسان است و ربطی به خود (فیزیکی) انسان ندارد باز همان حرف ها را تکرار می کنند. آخر با عقل سلیم جور در می آید که یک گونه جانوری یکباره از بهشت به زمین بیفتد؟ آن روح «حضرت آدم» بود که که دچار گناه شد و از حالت ملکوتی به حالت پست زمینی تبدیل رسید. وگرنه خود حضرت آدم که یکدفعه به زمین نازل نشد که! (اگر این طور بود می شد خلق الساعه!) در اصل قبل از انسان با شعور که ما باشیم انسان های نخستین یا بیشعور در زمین زندگی می کردند که بعدا شعور پیدا کردند و شدند اشرف مخلوقات. من در مسئله تکامل منکر نقش خداوند که به عنوان مدیری آگاه جهان هستی را کنترل می کند نمی شوم. بلکه همه ی این امور در سایه مدیریت خداوند قادر انجام می شوند. غرب می خواهد همه چیز را علمی ثابت کند که فعلا با علم ناقص انسان ناشدنیست. علاوه برآن نمی شود نقش خدا را نادیده گرفت. وقتی هست چرا بگوییم نیست؟ بلاتشبیه مثلا وقتی می گوییم آرد چگونه درست می شود می گوییم گندم را به آسیاب می برند و پودر می کنند که این پودر همان آرد است.ولی به نقش عامل مهمی مثل باد یا آب که عامل چرخیدن سنگ آسیاب می شود توجه نمی کنیم. اگر باد یا آب سنگ آسیاب را نچرخاند می شود گندم را پودر کرد؟ مسلما نه و همینطور وجود خدا اگر فرد آگاهی این جهان با این عظمت را مدیریت نکند از کجا اتم های خاصی در کنار هم قرار می گیرند تا مولکول های زیستی بوجود بیایند. از کجا این مولکولهای زیستی کنار هم قرار می گیرند تا اولین سلول را بسازند. و این سلول چگونه پس از تقسیم شدن متمایز می شود و در کنار سایر سلول ها نقش خاصی را بعهده می گیرد و با آنها همکاری می کند. مگر این سلول ها و مولکول ها و اتم ها عقل دارند؟ مگر اینها شعور دارند؟ مگر درک اجتماعی دارند؟ مگر فهم و منطق دارند که بفهمند باید در کنار فلان اتم یا مولکول قرار بگیرد تا کار خاصی انجام دهد؟ قطعا نه. پس نباید نقش مهم خداوندی را نادیده گرفت. خب خیلی از بحث علمی قضیه فاصله گرفتیم.

آناتومی ماهی




مقدمه

رده ماهیها جزء‌‌ مهره‌داران هستند. ماهیها شامل 4 رده به نامهای آکادنتووین ، پلاکودرم ، ماهیهای استخوانی و ماهیهای غضروفی هستند. رده اول و دوم به صورت فسیل هستند. ماهیهای زنده را غضروفیها و استخوانیها تشکیل می‌دهند. ارتباطی بین ماهیهای استخوانی و غضروفی از نظر منشا یا خاستگاه وجود ندارد. بطور کلی ماهیها آبزیانی هستند که بیشتر از طریق آب‌شش تنفس می‌کنند و خونسرد هستند. ماهیهای غضروفی و استخوانی از نظر ساختار سیستمها و دستگاههای بدن شباهتها و تفاوتهایی باهم دارند.



تصویر

رده ماهیهای غضروفی

بیشتر از حدود 650 گونه زنده دارند که اندامهای حسی خوب توسعه یافته داشته و آرواره‌های قوی مجهز به دندانهای تیز ، عضلات مناسب برای شنا دارند. خوی و آلات صیادی این جانوران را به عنوان گروهی مقاوم و کاملا توسعه یافته در آبهای دنیا مشخص می‌کند. وجه مشخصه این ماهیها داشتن اسکلتی از جنس غضروف است. کوسه ماهیها و سفره ماهیها جزء این رده هستند.

ویژگیهای ماهیهای غضروفی

  • بدن دوکی شکل است و این طرح بدن ، اصطحکاک جانور را با آب کمتر کرده و از فرسایش تنه می‌کاهد.

  • دهان این ماهیها در سطح شکمی ناحیه سر قرار دارد. کیسه‌های بویایی وارد حفره‌های دهانی نمی‌شوند. آرواره‌های مجهز به دندانهای تیز هم دیده می‌شود.

  • پوست از نوع فلس‌دار یا شبه پولک است و غدد مخاطی زیادی در پوست وجود دارد.

  • جمجمه و ستون مهره‌ها تماما از جنس غضروف است.

  • دستگاه گوارش دارای معده‌ای به شکل J بوده و روده کوتاه است.

  • دستگاه گوارش خون بسته است. قلب دارای یک دهلیز ، یک بطن ، یک سینوس سیاهرگی و پیاز آئورتی می‌باشد. سیستم گردش خون ساده و کامل است.




تصویر

  • تنفس بوسیله 7 - 5 جفت آب شش صورت می‌گیرد که دارای شکافهای مجزایی بوده و این شکافها هم فاقد سرپوش هستند.

  • اندامی که به نام کیسه شنا یا مثانه تنفسی خوانده می‌شود در این جانوران دیده نمی‌شود.

  • جنس نر و ماده از هم جدا هستند. حالت تخم گذاری یا زنده زایی در اینها دیده می‌شود.

رده ماهیهای استخوانی

شاید هیچ گروهی از مهره‌داران به مانند ماهیهای استخوانی با محیط خودشان سازگاری پیدا نکرده‌اند. بطوری که این سازگاری باعث شده که این گروه در هر نوع محیط زیستی بتوانند زندگی کنند. اندازه این ماهیها از ماهیهای غضروفی کوچکتر بوده و طول بیشتر این ماهیها کمتر از یک متر است.

ویژگیهای ماهیهای استخوانی

  • دارای اسکلت و جمجمه استخوانی هستند بجز ماهیهای خاویار که کم و بیش اسکلتی غضروفی دارند و اندازه بزرگی آنها هم تا 6 - 4 متر می‌رسد. تعداد مهره‌ها متعدد است.

  • پوست دارای غدد مولد مخاط است و پولکها بسته به گونه‌های مختلف از نوع درخشان ، مدور و یا شانه‌ای هستند و بعضیها فاقد پولک هستند.

  • انواعی از باله‌های فرد و زوج آنها دارای شعاعهای باله‌ای غضروفی یا استخوانی هستند.

  • دهان مجهز به دندانها است. کیسه‌های بویایی جفت نیز وجود دارد.

  • تنفس در اکثر آنها از راه آب ششها است که توسط کمانهای آب ششی استخوانی نگهداری می‌شوند. در تعداد دیگری از ماهیهای استخوانی تنفس هوایی هم دیده می‌شود.

  • در این ماهیها کیسه یا مثانه شنا دیده می‌شود که تعادل ماهی را در اعماق مختلف حفظ می‌کند.

  • جنس نر از ماده جدا است و لقاح خارجی صورت می‌گیرد و لاروها بطور واضح از افراد بالغ متفاوت هستند.



تصویر

مهاجرت ماهیها

مهاجرت هولوبیوتیک

این مهاجرتها یا در دریا یا در آب شیرین صورت می‌گیرد. مثلا مهاجرت شاه ماهیها در دریاهای مختلف در ارتباط با مراحل رشد و نمو آنها مشاهده می‌شود و یا مهاجرت قزل آلاها در آبهای شیرین در فصل تولید مثل است.

مهاجرت آمفیوبیوتیک

این مهاجرتها از آب دریا به آب شیرین یا بالعکس انجام می‌شود. ماهیهای آزاد این نوع مهاجرت را از دریا به آب شیرین جهت تخم گذاری دارند و ماهیهای خاویاری نیز از این نوع مهاجرت دارند.

خزندگان

مقدمه

اجداد خزندگان دوزیستان محسوب می‌شوند. خزندگان اولین جانورانی هستند که توانسته‌اند از زندگی در خشکی را بطور کامل تحمل نمایند. سطح بدنشان از پوست خشک و شاخی پوشیده شده است. بدن پوشیده از پولک ، اسکیوت و یا قطعات و صفحات استخوانی متنوع است. اسکلت خزندگان کاملا استخوانی است. قلبشان چهار حفره‌ای است.

دهلیزها کامل و در بطنها دیواره مابین آنها کاملا نیست. جنین از چهار پرده آمنیون ، کوریون ، کیسه زرده و آلانتوئیس پوشیده می‌شود. مارها ، مارمولکها ، تمساح و آلیگاتور ، لاک پشتها و تمام دایناسورها منقرض شده جزء رده خزندگان است. طبقه بندی خزندگان بر اساس حفره (فرورفتگی) یا سوراخ ناحیه گیجگاهی است شکل و تعداد این حفره apsid نام دارد.



تصویر

زیر رده Anapsida

در جمجمه سوراخ یا فرورفتگی گیجگاهی وجود ندارد. استخوان مربعی شکل یا کوادرات ثابت و غیر متحرک است. از این رده فقط لاک پشتها باقی مانده‌اند. لاک پشتها دارای یک صفحه پشتی به نام کاراپاس و یک صفحه شکمی به نام پلاسترون هستند. صفحات در واقع همان لاک ها هستند. بطور کلی در خزندگان پوست دارای ترتیب زیر است. اپیدرم که شامل دو بخش خارجی که خود شامل 5 لایه است.

بخش درونی اپیدرم که حاوی 4 لایه است و آخرین بخش این لایه زاینده لایه germina trium stratum تشکیل می‌دهد. و بعد از اپیدرم لایه درم است که بسیار باریک می‌باشد و فاقد غدد مخاطی است. ولی در خزندگان گوناگون دارای غدد تولید کننده رایحه هستند که در برقراری ارتباط بین افراد بکار می‌رود. اپیدرم سازنده پولکهای خزندگان است.

لاک پشت زینی

دارای قطعات یا صفحات بزرگی است که نوعی پولک محسوب می‌شود. این پولکهای پهن و بزرگ در سطح خارجی خود صفحات سخت کراتینی به نام اسکیوت هستند. در پوست اندازی این صفحات سخت نمی‌ریزد و تعویض نمی‌شود بلکه با ادامه رشد بدن مواد جدید کراتینی به تمام سطح اسکیوت اضافه می‌شود تاجبران فرسایش آن باشد.

لاک پشت چرمی

بزرگترین لاک پشت جهان از خانواده Dermochelidae لاک پشت چرمی است. حدود 2.5 متر طول لاک آن و حدود 700 کیلوگرم وزن دارد. لاک این لاک پشت از پوست صاف و چرم مانندی پوشیده شده است. فاقد چنگال است دست و پایش پارو مانند است. در اطراف جزیره لارک دیده شده است و بیشتر از دیگر لاک پشتها به مراقبت نیاز دارد زیرا جمعیتش کم شده و در خطر انقراض است.

لاک پشتهای سه چنگالی Trionychidae

از دیگر لاک پشتهای آبزی است که در رودخانه‌ها و آبهای شیرین می‌کند و به نام لاک پشت فراتی دیده می‌شود. کاسه پشتی حدود 30 سانتیمتر است و فاقد صفحات سخت است به جای آن دارای پوست چرمی شکل می‌باشد که روی لاک را می‌پوشاند. سطح گلو از زواید و چین خوردگیهای رگهای فراوان پوشیده شده است و می‌توان گفت که وقتی حلق از آب پر می‌شود شبیه آبشش عمل می‌کند در نتیجه جانور می‌تواند تا چند ساعت زیر آب باقی بماند.



تصویر

زیررده Parapsida Euryapsida

که خزندگان آبزی منقرض شده‌ای که یک جفت سوراخ گیجگاهی داشتند مانند ایکتیوسوروس یا خزنده ماهی مانند.

زیر رده Lepidosauria

دو جفت سوراخ گیجگاهی دارند و سه راسته از آنها عبارتند از:
  • راسته Eosuchia که منقرض شده‌اند.
  • راسته Rhynchocephalia که به جز فسیل زنده تواتارا بقیه منقرض شده‌اند.
  • راسته Squamata اسکواماتا که خود به سع زیر راسته مارمولکها ، مارها و آمفیسبانیا تقسیم می‌شوند.

تواتارا

تواتارا هنوز بسیاری از خصوصیات خزندگان ابتدایی را از خود نشان می‌دهد علیرغم اینکه حدود 170 میلیون سال از تکاملشان می‌گذرد بدن مارمولک مانند دارد. دارای چشم سومی است که در آهیانه قرار می‌گیرد. این چشم دارای عدسی ، شبکیه و اعصاب است به نظر می‌رسد که فاقد نقش قابل توجهی در زندگی جانور باشد. شبها فعالیت می‌کند زندگی نیم آبزی دارد. تخمهایش را درون گودالی می‌گذارد. انکوباسیون حدود 13 ماه است. این خزنده به نامها تواتارا یا اسفنودون فقط در یک یا دو جزیره نیوزیلند یافت می‌شود. حداکثر حدود 90 سانتیمتر رشد کرده و تا 28 سال طول عمر آن گزارش شده است.

آمفیسبانیا

شبیه مار و کرم خاکی است. اکثرشان فاقد دست و پا هستند دم آنها بسیار کوتاه است و به همین دلیل می‌توانند در دو جهت حرکت کنند. لذا نام آمفیسباتیا که به معنی در دو جهت یا دو راه است به آنها داده شده است.

مارمولکها

زیر راسته مارمولکها تنوع بسیار جالبی دارند. بسیاری از مارمولکها فاقد دست و پا هستند اندام جاکبون که زوج است و در کام دهان قرار می‌گیرد عضو جالبی است که توسط آن خزندگان در ردیابی طعمه و دریافت جفت از آن استفاده می‌کنند. این اندام به عصب بویایی مرتبط بوده و دارای بشره حسی است و در ارتباط نزدیک با کانال غده اشکی بوده و احتمالا از ترشحات آن استفاده می‌برد. ذرات رایحه‌دار و معطره یا بوهای بخصوص را شناسایی نموده و بدین وسیله راهنمای جانور در طعمه‌یابی و جفت در زمان جفتگیری خواهد بود.



تصویر

مارها

حرکت آرواره مارها بسیار خیره کننده است. استخوان کوادرات آزاد بوده و انعطاف پذیری قابل ملاحظه‌ای را امکان‌پذیر می‌سازد. بدین وسیله مارها می‌توانند از طعمه‌های بسیار بزرگتر از قطر بدن دهانشان تغذیه کنند. مارها تعداد زیادی دنده دارند که بالغ بر یک صد عدد است و این دنده‌ها آزاد بوده به جناغ سینه اتصال ندارد در حقیقت مارها فاقد استخوان جناغ سینه هستند. در مارهای بوآ بقایای استخوانهای لگن به شکل زائده ناخن مانند در اسکلت بندی جانور به چشم می‌خورد.

بسیاری از مارها زنده‌زا هستند و بسیاری تخم می‌گذارند. چشم مار و مارمولکها تفاوت فاحش این دو جانور است. وجود لایه عینک مانند در مارهای گوناگون که در زیستگاههای متنوع و متفاوتی زیست می‌کنند بیانگر این مطلب است که اجدادشان یا زیرزمین زندگی می‌کردند و یا شبها فعالیت داشته‌اند. مارها فاقد پلک هستند اما اکثریت مارمولکها دارای پلک متحرک هستند.

شناسایی مارها سمی از غیر سمی

در شناسایی مارهای سمی از غیر سمی فرم ظاهری ، پولکها و دندانها بهترین راهنما هستند. البته مارهای فراوانی هستند که سمی نیستند ولی این مارها غده تولید کننده سم را دارند که به درون دستگاه گوارش ریخته می‌شود. آنهایی را که دارای دندان نیش ثابت یا متحرک ، در جلو یا عقب دهان هستند و غده سمی توسط این دندانها سم تزریق می‌کنند سمی یا نیمه سمی می‌گوییم.



تصویر

زیر رده Archosauria

دو جفت سوراخ گیجگاهی داشته و شامل 4 راسته زیر است.

زیر رده Synapsida

خزندگان گوشتخوار منقرض شده‌اند. راسته Therapsida دارای دندانهای متنوع همانند پستانداران بودند به همین دلیل آنها را اجداد پستانداران می‌دانند. سوراخ گیجگاهی یک حفره وسیع و پهن است.